بدون عنوان
بدون عنوان
بدون عنوان
مامان جونی سلام چند روزه که یاد گرفتی به جای اینکه بگی (حالا من) می گی (now من ) خیلی پیشرفت کردی و خوشحالم توی دست من و بابایی عکس به قول خودت بچه ها می کشی و به این می گی laf cray ferawn و خودت هم همزمان همون کار را انجام می دهی مامان یخیلی کارها ی زیادی یاد گرفتی ولی نتاسفانه من الان وقت ندارم بای ...
نویسنده :
مامان هلا
9:48
1390/10/6
بابایی نیمه های شب از خواب بیدار شدی و رفتی کتاب و مدادرنگی هاتو اوردی ومنو از خواب بیدار کردی و گفتی بابا بیا یعنی بیا با من بازی کن . بعد رفتی کنترل تلویزیون و آوردی کفتی نانای یعنی برام برنامه کودک بزار . ولی دیشب تشنه ات بود و مامانی بهت آب داد و تو راحت خوابیدی. راستی بابایی دیروز خونه بابا جعفر اد گرفتی بگی برو . تو میخوای بگی برو میگی " بو" بابایی خیلی خوشگلی و نازی بابایی همیشه شاد وخندان یاش ...
نویسنده :
مامان هلا
11:59
1390/10/6
همسرم از زحماتی که برای هلا چه توی خونه و چه توی وبلاگ میکشی صمیمیانه ازتو تشکر میکنم ...
نویسنده :
مامان هلا
11:56
بدون عنوان
سلام دختر مامان دیروز دیر از دانشگاه اومدم و خیلی خسته بودم باز با این حال تمام تلاشم رو کردم که با حوصله باهات رفتار کنم امیدوارم تونسته باشم و سری جدید کلاس زبانت شروع شده
نویسنده :
مامان هلا
11:36





