هلا هلا ، تا این لحظه: 16 سال و 6 ماه و 9 روز سن داره

دختر نازم هلا

بدون عنوان

سلام گل بادومم عزيز دلم چند وقته كه تو داري به اوج كراهايت شيرين زبوني هايت و شيرين كاري هايت مي رسي من متاسفانه سرم خيلي شلوغه و اصلا نتونستم به وبلاگت سر بزنم  بالاخره امتحانات ، اداره و كارهاي خونه و .... شرمنده كلمات زيباي هلا : مجيد طوطي hot door ناصر  منم دارم  با لحن  خاصي مي گي كه آدم مي خواد بخورت بيا بيشين اينجا و كلي چيزهايي كه كاملا متوجه مي شي و من متاسفانه به علت كمبود وقت نمي تونم برايت بنويسم جبران مي كنم گلم عزيزم تو  بهترين ، عاقل ترين ، دلسوزترين و زيبا ترين دختر دنيا هستي       ...
15 بهمن 1390

بعد از چند وقت ...

دختر نازم سلام هلاجان مامان چند وقت كه سرم خيلي شلوغ بوده و مشغول امتحان و اداره بودم امروز سرم خلوت تر شده و برايت كمي از شيرين كاري هاي تمام ناشدنيت مي نويسم : از ادبت كه همه و همه و رو مدهوش كرده به قول دايي (داداش يا همون داش ) كلا نظيفي و خيلي منطقي نوع بازي كردنت خاص خيلي مهربوني ، خيلي ارام و با آرامش خاصي بازي ميكني جديدا مي گي : بيا بيشين لينجا ، now من (نوبت من )‌ ديروز حدود 1 ساعت جلوي ظرف شويي داشتي آب بازي مي كردي دندانهاي نيش بالاييت كامل و پايينيت دارن در مي يان و چهره ات كاملا عوض شده موقع عكس انداختن ژست ميگيري و بعد خودت هم مي ياي نگاه مي كني باز هم مي نويسم
8 بهمن 1390

دخترم هلا جیگربابا ، نفس مامان

بابایی خیلی وقت بود که توی وبلاگت هیچی ننوشتیم شرمنده بابایی . بابایی تازه گیها به بخور میگی :بوجور  مثل مامانی که بهت با سرنگ قطره میده ، دیشب به بابایی قطره میدادی بابایی چندتا از عکساتو میذارم تا همه دنیا از دیدنت کیف کنن.  عزیزم خیلی دوست داریم  منو  مامانی هنوزم باورمون نمیشه که خدا ی مهربون به ما یه دختر ناناز اونم به این خوشگلی داده.   همیشه شاد و خندان باش   ...
27 دی 1390