هلا هلا ، تا این لحظه: 16 سال و 6 ماه و 9 روز سن داره

دختر نازم هلا

بدون عنوان

سلام به گل دخترم مامانی چند مدتی است وقتی دستت به هر دلیلی کثیف می شه یا خس یا...داد می زنی می گی ( دستم ) چند شب پیش دلت کمی درد می کرد و دستت را روی دلت گذاشته بودی و به بابایی می گفتی (این چیه) مامانی معلم زبان انگلیسیت ازت خیلی راضیه و باعث خوشحالی من و بابایی   ...
28 آذر 1390

باز هم شیرین کاری

سلام گل مامان چند صباحی است که وقتی با  بابایی می ری بیرون همانطور که من برایت توضیح می دم وقتی می رم بیرون تو هم برای من توضیح می دهی ، با دستت به بابایی می گی بروبروبرو و صورتت خیلی زیبا می شه ،‌ حنا عروسکت رو خیلی دوست داری ،گوسفندت را همینطور ،‌تازه کتاب خوندن را دوست داری و علاقه پیدا کردی برایت کتاب بخونم . باز هم برایت می نویس م گلم ...
27 آذر 1390

بدون عنوان

عزیزم سلام چند روزی که سرما خوردی و منو خیلی نگران کردی البته داری خوب می شی و ما رو 3 روز که تو خونه حبس کردی و من سه شنبه دیروز به خاطر شما دختر گلم سرکار نرفتم خاله ها هم دیروز اومدن بهت سر زدن و شب هم بهتر شده بودی و ساعت 1 تازه یادت افتاده بود که به کارتهایی که عکس حیوانات رو داشت می گفتی ( انیمان ) همون انیمال  
23 آذر 1390

بدون عنوان

دختر نازم سلام هفته گذشته هفته خوبی داشتیم چون هر روز را در کنار هم بودیم و من تعطیل بودم و سر کار نرفتم و به هر دو مون د رکنار بابا یی خیل یخوش گذشت و تو حساب یشیطنت کردی و د رآخر عکس برایت گذاشتم و خیلی دوستت دارم
19 آذر 1390